|
در دیده ای من در آیی + مولانا
خدایا
شب مـهـتـــابــــی ، روز بـــــا ر ا نــــــی ، غـــــــــم یــــــــــــار ، دل بــی تـــــــاب را از عاشـــق مگیــــر که
گل من يه وقت هوس باغچه نكني ...
امروز هم گذشت
GO
پله ها تمام نمی شوند به درنگ ، نه داوری به حرفی که می گویدم
آدم باید خیلی خر باشه ! مگه نه ؟ حدود 33 ماه گذشت ...
چه بيهوده گرفتار شديم فرياد مي زدم : جاي جاي خالي ات خاليست ...
دختر خزان مرد مرداد لایق عشق آسمونی نبود معجزه ای در راه نیست ، آخر پیامبری نیست دیگر برایم بسته ای ۱+۵ فرستادی !!؟ توان گفتن جمله ای که لایق زیباترین باشد را ندارم فعلاپس جمله ای طلب ات !!! کاش جدایی بزرگواری می کرد و چند روزی را هم از ما جدایی می کرد
زندگی همینه !!!
البته این حرف بی عرضه هاست مثل خود من
|
>
|